اثبات وجود حضرت مهدی(عج)
از كتاب موعود نامه (فرهنگ الفبايي مهدويّت) نوشته ي آقاي مجتبي تونه اي صفحه 70
به نقل از نشريه موعود،شماره ي 14،ص 80 (مقاله شهيد سيد محمد باقر صدر).
چگونه مي توان اثبات كرد كه مهدي واقعا در تاريخ وجود داشته است؟ شايد شرايط خاص روحي _ رواني اين باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ اين اصـل كه مهدي رهبر موعود و منجي عالم بشــريت است به صورت عـــام در احاديث نبوي، و به صورت خاص در روايات ائمّه اهــل بيت (عليهم السلام) آمده است. در ايـن روايات مســأله به گونه اي مورد تأكيد قـرار گرفته كه جاي هيچ گونـه شكي باقـي نـمي گذارد و چـهارصد حديث فـقـط از طــريق اهل سنت شمارش شده كه به ضـميمـه ي روايـات شيعه به بيش از شــش هـزار روايـت مــي رسد؛ وچنيـن آمـاري بـسيار بالاست. در مورد خيــلي از مسـائل بديـهي اسـلـام كه مسلمانان به آن معتقدند، اين همه روايت وارد نشده است.
اماتجسم اين انديشه در وجود امام دوازدهم (عليه السلام) هم دلايل كافي دارد كه كاملا اقناع كننده است. اين دلايل را مي توان در دو دليل نقلي وعلمي،خلاصه كرد؛دليل نقلي، وجود امام موعود را اثبات مي كند و دليل علمي ، ثابت مي كند كه مهدي يك اسطوره و يك فرضيه نيست، بلكه حقيقتي است كه وجود او در تاريخ لمس شده است.
امـا دليـل نقلـي: صــد هــا روايـــت و حـديــث از پيامبـر اكـرم (صلــي الله عليـه و آلـه) و ائـمّـه اهـل بـيـت ( علـيهـم الـسلـام ) رسيـده اسـت كـه مي گــويد مهدي مـوعـود داراي اين خصوصيـات است:از اهل بيت است، از فرزنـدان فاطمه است، از نسل حسين ونهمين فرزند آن حضـرت است. و روايـتي كـه مي گويـد جانشينـان پيامبـر(صلــي الله عليـه و آلـه) دوازده نفر مي باشند.
اين روايات، مهدي موعود را در شخص امام دوازدهم، منحصر و متعين مي كند و با اين كه ائمّه ( عليهم السلام )براي حفظ آن حضرت از ترور و قتل سعي داشتند مسئله در سطح عمومي مطرح نشود، در عين حال روايات زيادي در اين زمينه وارد شده است. البته زيادي روايت به تنهايي نمي تواند مقبوليت آنرا برساند، بلكه در اين جا قرينه و گواه خاصي وجود داردكه دليل بر صحت اين روايات است. درحديث شريف نبوي، سخن ازامامان، جانشينان، اميران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احاديث مختلف است؛ در بعضي دوازده امام، و در بعضي دوازده خليفه و در بعضي ديگر دوازده امير، ذكر شده است. بعضي مؤلفان،اين احاديث را بيش از دويست و هفتاد شمارش كرده اندكه همگي ازكتاب هاي معتبرشيعه و سني از قبيـل صحيح بــخاري، صحيح مـسلم، سنن ترمذي، سنن ابو داود، مسند احمد و مستدرك حاكم نقل شده است.
اما دليل علمي:دليل علمي تجربه است،تجربه اي كه مدت زمان هفتاد سال گروهي از مردم باآن زندگي كردند؛ يعني«غيبت صغري».غيبت صغري برگزار شد تا مردم به تدريج با غيبــت خو بــگيرنـد و خــود را بر اسـاس آن بـــازند. امــام از ديـده ها پنــهان بــود ولــي از طريق وكيلان و ياران مورد وثـوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در اين مدت، چهار تن پاك ترين و باتـقـواترين مـؤمنان، نيابت و جانشيني آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هــفتاد سال واسطه ميان او و مردم بـوده اند وهيچ كس در هيچ زمينه اي خـطايي از آنـان نـديده و نشنيده است.
آيا تصـــور مي كنيد امكــــان داشته باشـد يك دروغ، هفتــاد سال دوام بيـاورد وچهار نفر با هـمــاهنگي كـامل و يك صـدا، يك نقش را بـازي كنند؟ آنان با رفتار صميمانه خود چنان در مردم ايـجاد اطمينان كرده بودند كه همه به گفتـار و كردار آنـان ايمان داشتند. آيا مي شود اين چهار تن بـه گونـه اي نـقـش بـازي كنند كه هيچ كس به حقيقت پـي نبرد در حالي كه ايـن افراد هيچ رابــطه خاصـي با هم نـداشته انـد ا بگوييم در اين قضيه تباني كرده بودند. از قــديم گفته اند:طناب دروغ، كوتاه است. امكان ندارد يك دروغ بـتـواند بدين شكل دوام بياورد و درتمـــام ايــن مــدت و بــاهمه بـده و بـستان ها و روابط مختلف موضوع كشف نگردد و همه به درستي آن ايمان داشته باشند.
بدينسان در مي يابيم كه پديده غيبت صغري مي تواند به عنوان يك آزموده علمي،دلـــيل بــر واقــعـيــت خـارجـي يــك مـوضـوع بــاشــد و آن وجــود، زنــدگـــي و ســپس غــــيبت حضرت مهدي(عليه السلام) است. آن حضرت پس از غيبت صغري، خود اعلان كرده است كه در پــرده غـيبـت كـبري خواهـد رفت و از نـظر ها پنهان خواهد گشت و هيچ كس او را نخواهد ديد.
